مهمترین چالش مدیریت
مهمترین چالش مدیریت
شاید بتوان گفت که بررسی چالش های مدیریت یکی از مهمترین مشغله های صاحب نظران و بخصوص تحلیلگران سیستم های مدیریت در عصر کنونی بوده و هست

شاید بتوان گفت که بررسی چالش های مدیریت یکی از مهمترین مشغله های صاحب نظران و بخصوص تحلیلگران سیستم های مدیریت در عصر کنونی بوده و هست؛ مطالعات صورت گرفته در این زمینه منجر به آفرینش دو اصطلاح «بحران مدیریت» و «مدیریت بحران» گردیده است. این دو اصطلاح که از دو کلمه «مدیریت» و «بحران» ساخته می شوند به دو جنبه از مشکلات پیش روی سازمان اشاره می نمایند. به نظر می رسد در اصطلاح «مدیریت بحران» مسئله اصلی اینست که برای مواجهه با بحران چگونه باید عمل کرد؟ و در اصطلاح «بحران مدیریت» تلقی بر اینستکه مدیریت سازمان با مشکل روبرو شده است. به عبارت دیگر در اصطلاح «مدیریت بحران» مشکل به کلیه اعضا و اجزاء سازمان مربوط بوده و همگی می بایست برای مواجهه با آن آماده باشند و برای حل آن تلاش نمایند و در اصطلاح «بحران مدیریت» اینگونه تلقی می گردد که مشکل خاص مدیر (مسئله شخصی) است. البته اصطلاح «بحران مدیریت» جنبه دیگری هم دارد و آن اینکه بحران و مسئله سازمان خود مدیریت است و سازمان با سوء مدیریت روبرو است. - در کاربرد هر اصطلاحی مشخص کردن مفهوم کاربردی اصطلاح یکی از ضروریات ادراک مشترک است- به نظر می رسد در مورد سازمانها منظور اصلی از «بحران مدیریت» همان سوء مدیریت در سیستم است. همانگونه که در نوشته پیشین اشاره شد، هرگاه انتخاب و انتصاب مدیر براساس اصل شایسته سالاری نباشد مدیریت خود به یکی از مهمترین چالشهای سازمانی تبدیل می گردد. شاید یکی از مهمترین مسئله نزد مدیریتهای کلان انتخاب مدیران رده های میانی و عملیاتی بر اساس اصل شایسته سالاری است. در برداشتی کاملاً بی اساس که خود نشان دهنده نوعی آفت در مدیریت کلان است اینگونه تلقی می گردد که مدیران رده های پاینتر حتماً می بایست از بین آشنایان و دارای یک ارتباط مستقیم با مدیران کلان باشند و اگر این ارتباط خانوادگی و خونی باشد ارجعیت بیشتری را ایجاد می نماید. به نظر می رسد مدیرانی که به این گونه انتخاب و یا انتصاب می گردند از شایستگی های شغلی لازم برخوردار نباشند، چرا که معیار انتخاب تنها روابط بوده و شایستگی های مورد نیاز شغلی مد نظر نبوده است.

 

 به نظر می رسد اولین گام برای برون رفت از این حصارِ محدود و چالش انگیز تعریف مشاغل بخصوص مدیریت سازمانهای کلان و سازمانهای خرد می باشد. در این تعاریف می بایست شرایط احراز هر پست به دقت تعریف گردد؛ به گونه ای که به هیچ وجه قابل تحریف و تفسیر شخصی نباشد. وظایف و اختیارات با حساسیت تعیین گردد و شرایط عزل مشخص شود. به این ترتیب به نظر می رسد بتوان بحران مدیریت سازمانها را به حداقل ممکن رساند. با مشخص نمودن شرایط عزل و نصب مدیران امنیت شغلی که یکی ار عوامل مؤثر بر کارایی سازمانی است تحقق پیدا می کند. بحران عدم ثبات مدیریت مهمترین چالش پیش روی سازمانها در کشورهای عقب مانده است.

captcha