ایمان؛ شرط انفاق
ایمان؛ شرط انفاق
نگاهی به آداب و شرایط انفاق

هر کار مقدس و مذهبی در دین اسلام برای رسیدن به حد نهایی آرمانی خود شرایط و اصول خاص خود را دارد که اگر در انجام آن، اصول و آداب مربوط به آن انجام شود نتیجه و اثر مطلوب خود را خواهد داد. از دیدگاه قرآن و روایات، هدف از انفاق، تنها رفع نیازمندی های تهیدستان نیست، بلکه تعالی و تکامل انفاق کننده نیز به طور کامل مورد نظر است. از این رو، ارزش انفاق، بستگی به رعایت آداب و شرایط دارد که برخی از آنها شرط صحت و برخی شرط کمال آن است.

ایمان، شرط اصلی قبول شدن تمام اعمال از جمله انفاق است و از کافران هیچ گونه انفاقی پذیرفته نیست. قرآن کریم به این نکته تصریح می کند و می فرماید: "و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الّا انبهم کفروا بالله و برسوله.." در این آیه خطاب به پیامبر آمده است که از کافران که به خدای یگانه ایمان نیاوردند، هیچ عمل و کار نیکویی که بدون نیت الهی انجام می دهند پذیرفته نخواهد شد.

بی تردید در جهان بینی اسلامی، عمل همراه با محرک و انگیزه آن ارزش دارد و مطالعه عمل به تنهایی کافی نیست. بنابراین، گاه هدف یک فرد خیّر مخترع و مکتشف تنها بهره گیری مادی و یا اسم و آوازه و شهرت است. تکلیف این گروه روشن است؛ آنها هیچ گونه طلبی نه از خداوند دارند و نه از همنوعان خویش. پاداش آنها، سود و شهرتی است که به آن رسیده اند. اما گروهی به یقین، انگیزه های انسانی دارند و گاه سالیان دراز از عمر خود را با نهایت سختی و محرومیت به سر می برند، به امید اینکه خدمتی به همنوع کنند. بی تردید قبولی اعمال قرب خدا و ورود به بهشت است که تنها با ایمان

امکان پذیر است و کافران را از آن بهره ای نیست، اما پاداش الهی منحصر به اینها نیست؛ بنابراین گروهی که ایمان ندارند و انگیزه آنها تنها خدمت به انسان ها باشد، بدون شک پاداش مناسبی از خداوند دریافت خواهند داشت. دلیل آن، آیاتی است مبنی بر اینکه خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی سازد.

ارزش اعمال نیک و از جمله انفاق، بستگی به میزان اخلاص آدمی و انگیزه سالم دارد و عمل آمیخته با ریا نزد پروردگار ارزشی ندارد. قرآن کریم انفاقی را ارزشمند می داند که به هدف جلب خشنودی پروردگار صورت گیرد.

انگیزه های انفاق صحیح و الهی در دو چیز است: طلب خشنودی خدا و تقویت روح ایمان و ایجاد آرامش و ثبات روحی، زیرا هدف از انفاق در نگاه قرآن تنها سیر کردن شکم گرسنه و رفع نیاز او نیست، بلکه پرورش فضایل انسانی و تثبیت آنها در شخصیت انفاق کننده نیز به طور کامل مورد توجه قرآن است. از این رو در آیه های فراوانی، قید فی سبیل الله همراه نفاق و سایر اعمال نیک ذکر می شود تا اهمیت اخلاص در عمل را آشکار کند. ریا و نداشتن نیت و انگیزه خیر آثار معنوی عمل نیکو را از بین می برد، لذا در تمامی اعمال، داشتن انگیزه و نیت قرب الهی و خدمت به

همنوع لازم است. علاوه بر آن، انسان باید از اموال با ارزش و مهم انفاق نماید. در کمک به نیازمندان کرامت و شخصیت انسانی آنان را نباید نادیده گرفت. از این رو انفاق چیزهای نامرغوب یا آلوده ارزشی ندارد. قرآن کریم می فرماید: "یا ایّها الذّین امنوا انفقوا من طیّبات ما کسبتم..." یعنی مومنان و بندگان خداوند از دارایی و اموال پاکیزه و مرغوب خود در راه خدا انفاق می کنند.

امام رضا (ع) هنگام صرف غذا، دستور می فرمود سینی بزرگی کنار سفره بگذارند و از بهترین هر غذایی که در سفره بود بر می داشت و در آن سینی

می گذاشت و دستور می داد آن را برای نیازمندان ببرند و سپس این آیه را تلاوت می فرمود: "فلا اقتحم العقبه" و می فرمود: خداوند متعال می دانست که همه توان آزاد کردن بردگان را ندارند، پس راه دیگری نیز به سوی بهشتش قرار داد.

از گستردگی مفهوم و شان نزول آیه بالا، شرط مهم دیگری برای انفاق به دست می آید و آن حلال بودن مال است. به طور کلی پذیرش هر عمل نیکی از سوی خدا، مشروط به رعایت تقواست. خداوند می فرماید: "انّما یتقبل الله من المتّقین". پس بذل و بخشش از مال حرام، خود گناهی دیگر است. امام صادق (ع) می فرمایند: "هر گاه مردم از راه حرام چیزی به دست آورند، آن را در راهی که خدا دستور داده انفاق کنند، هرگز از آنان قبول نمی شود." ارزش واقعی و معنوی انفاق در حلال بودن آن است، چرا که بخشش انسان در مورد مال و دارایی که با تحمل زحمت و کار فراوان به دست آورده است نزد خداوند با ارزش و مورد پسند است.

یکی از شرایط کمال انفاق، رعایت اولویت ها در میان نیازمندان است. به این معنا که انفاق کننده آنها را که سخت نیازمندند در اولویت قرار دهد؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: "للفقراء الذّین احصروا فی السبیل الله". و نیز انفاق کننده خویشاوندان نیازمند، بویژه پدر و مادر را باید مقدم دارد. چنان که در روایت آمده است: خداوند صدقه به بیگانه را در صورتی که خویشان نیازمند باشند، نمی پذیرد. همچنین نیازمندان اهل دانش و تهیدستان عفیفی که دست نیاز به سوی کسی دراز نمی کنند در اولویت اند، با این حال در میان این گروه ها نیر اولویت ها سنجیده شود. انسان باید ابتدا به خانواده، زن و فرزندان و پدر و مادر خود به نیکی رفتار نماید تا مقدمه ای باشد برای خوش برخوردی با دیگر افراد.

انسان در انفاق و هر عمل نیکو باید برخورد مناسب و نیکو با مستمندان و تهیدستان داشته باشد. بی تردید حفظ شخصیت و کرامت تهیدستان، بیش از کمک مالی به آنان اهمیت دارد. از دیدگاه قرآن کریم، آنان که در برابر نیازمندان، گفتار نیکو و زبان خوش دارند و در برابر اصرار آنها حتی اگر همراه با خشونت باشد، گذشت می کنند، عملشان بهتر از بخشش کسانی است که به دنبال آن، آزار و رنجشی روا دارند: "قولٌ معروفٌ و مغفرهٌ خیرٌ من صدقهٍ یتبعها اذی". با این همه ممکن است بر اثر هجوم گرفتاری ها، پیمانه صبر محرومان لبریز شود و گاه بدون هیچ گونه تمایل درونی، سخنان خشونت آمیزی بر زبان جاری سازند. آنان در واقع می خواهند از اجتماع ستمگری که حق آنان را نداده است به این وسیله انتقام گیرند. قرآن کریم، همچنین دستور می دهد اگر امکاناتی برای پاسخگویی به نیازمندان ندارید بد برخورد نکنید: "هر گاه از آنان (مستمندان) روی برتابی و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشی، با گفتاری نرم و آمیخته با لطف، با آنها سخن بگو!" پس از نزول این آیه، هنگامی که از پیامبر (ص) تقاضای کمک می شد و حضرت چیزی نداشت،

می فرمود: "یرزقنا الله و ایّاکم من فضله". از سوی دیگر، پیامبر اکرم (ص) هر گونه بی احترامی به تهیدستان را به شدت نهی می کرد و می فرمود: هر کس مرد یا زن با ایمانی را به خاطر فقر و نداریش خوار و تحقیر کند، خداوند در قیامت، وی را در برابر مردم حاضر می کند و رسوا می سازد. در انفاق و بخشش اموال باید میانه روی و اعتدال را رعایت کرد، چرا که اسلام، دین اعتدال و جامعه اسلامی از دیدگاه قرآن، امت میانه رو است: "...جعلناکم امّهً وسطاً" امتی که در تمامی ابعاد زندگی میانه روی را رعایت می کند و از افراط و تفریط پرهیز می کند. از جمله در مورد انفاق نیز قرآن کریم، اعتدال را از ویژگی های بندگان خدا بر می شمارد و می فرماید: "و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً". البته انفاق در این آیه، مفهوم وسیعی دارد که شامل هر گونه هزینه کردن مال در راه خدا یا زندگی خود می شود. همان گونه که بخل و تنگ نظری نکوهیده شده است، گشاده دستی بیش از حد نیز سبب باز شدن زبان ملامت مردم، باز ماندن از کار و فعالیت و به هم خوردن سامان زندگی و فقر و تهیدستی فرد در طولانی مدت می شود.

البته دستور به رعایت اعتدال در جایی است که بخشش فراوان سبب نابسامانی های بسیاری در زندگی انسان و به تعبیر قرآن، انسان "ملوم و محسور" شود و یا ایثار سبب ناراحتی و فشار بر فرزندان او گردد و نظام خانوادگی اش را به خطر افکند، اما در صورتی که هیچ یک از اینها تحقق نیابد، ایثار بهتر خواهد بود. افزون بر آن، رعایت اعتدال یک حکم عام است. از چیزهایی که به انفاق ارزش فراوان می بخشد این است که انسان از آنچه دوست دارد و به آن دلبسته است، انفاق کند. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: "لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون". در این آیه یکی از شرایط انفاق را اموال و چیزهای مورد علاقه و مورد عواطف انسانی معرفی کرده است. چرا که انفاق هر چند اندک و از اموالی باشد که چندان مورد علاقه انسان نیست، باز هم فضیلت است و پاداش دارد. چرا که این کار انسان را به صفات نیکو و فضله تشویق کرده و بسیاری از اخلاق و خوی زشت و مذموم را که انسان ها به آن عادت کرده اند، مانند حرص و ولع، طمعکاری، خساست و تنگدستی جدا می کند. انسان باید عادت داشته باشد که از دارایی های مادی و غیر مادی مورد علاقه خود انفاق نماید.

captcha