تلاش با طعم معنوی
تلاش با طعم معنوی
توکل نه به ​معنای تنبلی ، بلکه رنگ​الهی​دادن به کار و تلاش است

یکی از مسائلی که در جامعه اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار است و مردم ​ باید بدان توجهی درخور مبذول دارند، توکل به خداوند است.

توکل از جمله مواردی است که از آرای پیامبر و ائمه نشأت گرفته و تاثیری عظیم در فرهنگ و اندیشه مسلمانان داشته است. توکل نزد پیامبر اعتماد به خداوند و تلاش و کوشش همراه با آن بوده است؛ توکلی که منظور نظر پیامبر بوده به اشعار شاعرانی همچون مولانا نیز سریان یافته است. مولانا در پیروی از حضرت محمد(ص)، توکل بدون تلاش را امری مذموم می پندارد و چنین توکلی را نهی کرده و آن را نمونه جهل آدمی می داند. او بر این تفکر است که آدمی باید در تمام مراحل زندگی خود به خداوند توکل کند؛ در حالی که همراه آن به کسب و کار بپردازد. او در داستان شیر و نخجیران به توکلی که پیامبر، مسلمانان را بدان سفارش فرموده اشاره کرده است.

گفت پیغمبر به​آواز بلند / با توکل زانوی اشتر ببند

رمز الکاسب حبیب الله شنو / از توکل در سبب غافل مشو

 

در قرآن نیز در موارد بسیاری از توکل یاد شده است. زندگی حضرت ابراهیم، مشحون از توکل است. زندگی او آکنده از خطر آسیب رساندن بت پرستان به وی بود، اما او به خداوند توکل کرد و به منظور اثبات یکتایی و یگانگی خداوند به بتکده رفت و بت ها را نابود کرد. بت پرستان به دلیل از بین رفتن بتان خویش او را در آتش انداختند، اما توکل وی بر خداوند باعث شد آتش بر وی گلستان شود. هنگامی که حضرت ابراهیم، هاجر و اسماعیل را به مکه برد، باز هم به خداوند توکل کرد. او آنها را در بیابانی تنها رها کرد، در حالی که می دانست هاجر نیز به خاطر تلاشی که برای ماندن در آنجا می کند، اهل توکل است. هاجر که خود و فرزندش را در بیابان تنها دید، از پیامبر خدا پرسید آنها را در آن بیابان به که می سپارد و حضرت ابراهیم پاسخ داد آن دو را به خداوند می سپارد. هاجر نیز به خداوند توکل کرد و در آن مکان ماند. او زمان زیادی را صرف یافتن آب در آن بیابان کرد و به خواست خداوند و در پاسخ به تلاش و کوشش وی نه تنها به آب رسید که خیلی زود از تنهایی درآمد؛ زیرا قبیله جرهم به آن مکان کوچیدند و در کنار آنها زندگی کردند. (طبری، ۱۳۶۲، ۱۹۰) در اینجا توکل هاجر نیز نمونه همان توکلی است که در پی تلاش و کوشش است.

مادر حضرت موسی نیز در به آب انداختن فرزند خویش به خداوند توکل کرد؛ چراکه خداوند به او الهام کرد ​ فرزند خویش را به نیل بسپارد تا از شر دشمنان در امان باشد. او دختر خویش را در پی گهواره روان روی آب فرستاد تا از سرنوشت حضرت موسی مطلع شود. از این رو توکل مادر موسی هم از همان سنخی بود که پیامبر بدان سفارش کرده بود.

عرفا نیز در کتب خود بسیار به توکل پرداخته اند. توکل در لغت به معنای خود را به کسی یا چیزی سپردن است، اما در اینجا توکل به معنای عام آن در نظر گرفته نمی شود؛ بلکه توکل به معنای خاص کلمه نزد عرفا مدنظر است. این در حالی است که نزد برخی عارفان مسلمان، توکل با آنچه​ پیامبر بدان پرداخته متفاوت است. به قول عزیزالدین نسفی؛ توکل یعنی کار خود به خداوند سپردن و بر او اعتماد و ایمان کامل داشتن است. به طوری که هرکه ایمانش قوی تر باشد، توکل وی درست تر است و حقیقت توکل آن است که بنده به یقین داند خداوند قادر به روزی رساندن به بندگان خود است؛ چراکه وعده کرده روزی بندگان بر من است و بنده بداند که خداوند خلف وعده نمی کند. (نسفی،۱۳۸۱، ۳۳۲)

سهل بن تستری در مقام توکل می گوید: «نشان توکل سه چیز است؛ آن که سوال نکند و چون پدیدار آید باز نزند و چون فراگیرد، ذخیره نکند و گویند اول مقام اندر توکل آن است که پیش قدرت چنان باشید که مرده پیش مرده شور. چنان که خواهد می گرداند مرده را هیچ ارادت و تدبیر و حرکت نباشد.» (سجادی، ۱۳۸۹، ۲۷) از ذوالنون مصری درباره توکل پرسیدند و او گفت: «طمع از خلایق منقطع گردانیدن است... .» (عطار، ۱۳۷۴، ۱۵۷)

با توجه به قصص قرآنی و احادیثی که از پیامبر در این مورد به ما رسیده است، توکل آن نیست که آدمی دست از تلاش و کوشش بردارد و به روزی رساندن صرف خداوند توکل کند. ما در مقام انسانی مسلمان باید بیاموزیم که با توکل زندگی کنیم و توکل کردن را با تن آسایی خلط نکنیم. ما باید از همان عنفوان جوانی توکل را به کودکان خود تعلیم دهیم تا جامعه ای متفاوت و به دور از هرگونه بی دینی داشته باشیم؛ چنین جامعه ای ساخته نمی شود، مگر آن که انسان هایی کوشا و متوکل در آن بزیند و آن را آبادان کنند.

captcha