ابراهیم و ذبح فرزند از دیدگاه کیرکگارد و ابن عربی
ابراهیم و ذبح فرزند از دیدگاه کیرکگارد و ابن عربی
در این مقاله تحلیل دو متفکر غربی و شرقی ، کی یر کگارد و ابن عربی ، از ماجرای ذبح فرزند توسط ابراهیم ، پیامبر بزرگ الهی ، به طور خلاصه و موجز ارائه می گردد .

بررسی های تطبیقی در هر رشته ای که باشند می توانند نقاط اشترک و یا افتراق فرهنگها را روشن کنند و این موجب شناخت بیشتر فرهنگ ها از خویشتن و افزایش خودآگاهی فرهنگی می شود . در این جستار به ماجرای قربانی کردن فرزند توسط ابراهیم ، که در کتاب مقدس و قرآن آمده و تمامی پیروان ادیان ابراهیمی بدان معتقدند ، از دیدگاه کیرکگارد و ابن عربی می پردازیم.

کیرکگارد فیلسوف و خدادان دانمارکی واکنش حضرت ابراهیم(ع) نسبت به فرمان خداوند مبنی بر ذبح فرزندش را برآمده از اوج اخلاص و ایمانش دانسته و لذا ابراهیم را « شهسوار و یکه تاز ایمان» معرفی می کند . از منظر کیرکگارد ، وقتی به ابراهیم(ع) فرمان داده شد که باید فرزندش را قربانی کند، او حتی اخلاق را هم زیر پاگذاشت؛ چرا که او فراتر از این ساحت ها رفته بود. او حتی اگر احتمال و تردید ذهنی درباره مرگ فرزندش داشت، دیگر نمی شد او را یکه تاز ایمان دانست.

ابراهیم(ع) که بعد از سالیان دراز خدا به او فرزندی عطا کرده است اکنون با فرمان جدیدی از سوی خدا مواجه می شود که دستور ذبح فرزندش را می دهد . او در جدال میان عقل و ایمان یا اخلاق و ایمان، تنها و بدون هیچ تردیدی، ایمان را برگزید و این انتخاب، تاریخ مباحث خداشناسی را در مرحله ای حساس و عمیق قرار داد.

در نظر کیرکگارد ایمان ورای عقل و شریعت است و «ایمان دقیقاً از همان جایی آغاز می شود که عقل پایان می یابد». ایمان یعنی به صلیب آویختگی عقل .

از نظر کیرکگارد ایمان مبتنی بر محال است: با ایمان هر ناممکنی ممکن است . در نظر کیرکگارد محال امری بی معنی نیست بلکه بر عکس این محال است که به ما بر خلاف عقل و منطق حقیقت را افاده می کند. محال معنای حق است اگرچه مفهوماً باطل است. ابراهیم ممکن بودن محال را باور داشت و اساساً ایمان همین است.

در بالا دیدیم که کیرکگارد عمل ابراهیم را اوج ایمان او می شمرد و ابراهیم را به واسطه آن می ستاید و وی را شهسوار و یکه تاز ایمان محسوب می کند.

حال ببینیم نظر ابن عربی راجع به ذبح فرزند توسط ابراهیم چیست ؟

ابن عربی رؤیای ابراهیم (علیه السلام) را که در خواب دید فرزندش را ذبح می کند – خطا می داند.

به نظر ابن عربی، گوسفند در خواب ابراهیم (علیه السلام) به صورت اسحاق ظاهر شده، به این مناسبت که هر دو منقاد اوامر الهی هستند. یعنی درست است که ابراهیم(علیه السلام) در خواب دید پسرش اسحاق علیه السلام را ذبح می کند، ولی در واقع مقصود همان گوسفند بود. چون خواب، حضرتِ خیال و مثال مقید است و آنچه در این حضرت مشاهده می شود احتیاج به تعبیر دارد، تا مراد از صورت مرئیه معلوم آید. زیرا آن گاهی مطابق واقع باشد و گاهی نباشد. اما ابراهیم(علیه السلام) عنایت نفرمود و به تعبیر آن نپرداخت. زیرا چنین انگاشت که امر را در عالم مثال مطلق مشاهده کرده است که احتیاج به تعبیر ندارد، چون هر چه در این مشهد مشاهده شود همواره مطابق واقع باشد و نیازمند تعبیر نباشد.

ابن عربی می گوید: خدا خطاب به ابراهیم فرمود : « أنّ یا ابراهیم قد صدّقت الرؤیا» و آنچه را که در خواب دیدی صادق شمردی، و نفرمود: صدقت فی الرؤیا أنّه ابنک (صادق بودی در رؤیا و آنچه دیدی ذبح می کردی عین فرزند تو بود) زیرا ابراهیم علیه السلام ظاهر رؤیای خود را گرفت و آن را تعبیر نکرد، در حالی که رؤیا احتیاج به تعبیر دارد.

خلاصه سخن آنکه در ماجرای ابراهیم و قربانی فرزند ؛ امتحان بودن خواب را هم کیرکگارد قبول دارد و هم ابن عربی با این تفاوت که کیرکگارد ابراهیم را پیروز این امتحان می داند و او را یکه تاز ایمان می خواند و طور ایمان را ورای طور عقل می خواند « اما ابن عربی می گوید امتحان برای این بود تا معلوم شود که ابراهیم تعبیر خواب بلد است یا نه . و او در امتحان مردود شد و معلوم گردید که توانایی و بصیرت لازم برای تعبیر خواب ندلرد . ابراهیم به خواب دید که فرزند خود را قربانی می کند ولی ملتفت این معنی نبود که خواب تعبیر می خواهد و تعبیر عبور کردن و گذشتن از ظاهر است به سوی باطن » . ( موحد ، ۱۳۸۹ : ۳۵۱ )

در انتها باید اذعان کرد که به قربانگاه رفتن فرزند و تصمیم حضرت ابراهیم (ع) برای عملی کردن فرمان الهی مبنی بر قربانی فرزند ، شاید بارزترین مصداق نزاع عشق و ایمان یا نزاع عقل و ایمان در طول تاریخ به شمار آید. این نزاع از جمله مباحث جدی و عمیقی است که در حوزه فلسفه دین، همواره با آرا و دیدگاه های مختلفی همراه بوده است.شاید بتوان نگاه ابن عربی را نگاهی برآمده از امتیازی که اسلام برای عقلانیت قایل است ارزیابی کرد و نگاه کیرکگارد را برآمده از نگاه مسیحی که ایمان را مقدم بر عقل می شمرد حساب کرد به هر روی این بحث احتیاج به تفصیل و مجال بیشتری می خواهد که از حوصله مجال فعلی خارج است .

captcha